گوشم پر از صدای تو بود

چت روم نوجوانان محل تبلیغات شما


گوشم پر از صدای تو بود
و لب های تو
میان جوانی من
برنج پاک می کرد
آن روز ها خانه ی ما کودک بود
آنقدر
که هر روز آدم هایش را گم می کرد.
پدر داد کشید:
هیچ وقت هیچ چیز را گم نکن!
اما جلوی تو
من
خانه پدر
و دست و پایم را حتا حتا گم کرده ام

گوشم پر از صدای تو بود
پدر توی گوشم زد
صدای تو درد گرفت.

خانه با تیمارستان رفت
پدر به "چرا باید مرد!؟"
لب های تو اما... این عصرها دیوانه اند آنقدر
که بعد از تو
مثل صدای داریوش رفیعی
در ضبط
گریه می کنند.
مازیار نیستانی _ قرارگاه های ناخوشی _ چاپ اول ***Rezos***


مشخصات

  • منبع: http://tavaj18.persianblog.ir/post/646
  • کلمات کلیدی: صدای ,گوشم
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها