تذکره الاولیاء - ذکر شیخ ابو اسحق شهریار کازرونی

چت روم نوجوانان محل تبلیغات شما


نقلست که جهودی به مسافری شیخ آمده بود ودر پس ستون مسجد نشسته و پنهان می داشت شیخ هر روز سفره به وِی می فرستاد.
بعد از مدتی اجازت خواست که برود .
گفت: ای جهود چرا سفر می کنی ؟ جایت خوش نیست ؟
جهود شرم زده شد و گفت: ای شیخ چون می دانستی که جهودم این اعزاز و اکرام چرا می کردی ؟
شیخ فرمود که هیچ سَری نیست که به دو نان نه ارزد. ... گفت: درین روزی چند در این دنیا ، اگر ترا برهنگی و گرسنگی و ذل(=خواری) و فاقه(=تنگ دستی ) برسد صبر کن که بزودی بگذرد و بنعیم آخرت رسی.
،..و گفت: سه گروه فلاح(=رستگاری ) نیابند بخیلان و ملولان وکاهلان. ...نقلست که چون وفات شیخ نزدیک رسید اصحاب جمع شدند در خدمت شیخ و شیخ فرمود که بزودی از دنیا رحلت خواهم کرد اکنون چهارچیز وصیت می کنیم آنرا قبول کنید و به جای آورید که اول هر آنکس که به خلافت به جای من بنشیند او را با وقار و تمکین دارید و فرمان او برید و (٢) در بامداد مداومت درس قرآن کنید و (٣) اگر غریبی و مسافری برسد جهد کنید تا وی را باعزاز و تمکین فرود آرید و رها مکنید که به گوشۀ دیگرنشیند و (۴) دل با یکدیگر راست کنید. 
عطار - تذکره الاولیاء - ذکر شیخ ابو اسحق شهریار کازرونی


مشخصات

  • منبع: http://tavaj18.persianblog.ir/post/724
  • کلمات کلیدی: شهریار کازرونی ,اسحق شهریار ,تذکره الاولیاء ,اسحق شهریار کازرونی
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها