روشنایى ها

چت روم نوجوانان محل تبلیغات شما


روشنایى ها //////////
آنتوان چخوف
//////////
عزیزالله سامان
/////////////
بوتیمار ///////
چخوف بیشتر به نمایشنامه هاى بى نظیر و داستان هاى کوتاه موثر خود شهرت دارد اما کتاب روشنایى ها آن قدر کم حجم نیست که به عنوان داستان کوتاه در نظر گرفته شود ، ولى نحوه نگارش و فصل بندى ها گواه آن است که ظاهرا با دید یک نمایش نامه نوشته شده است ولى پتانسیل داستان جوابگو نبوده .
اساس داستان بر مبناى یک مهندس راه آهن و یک دانشجو است که در نقطه اى دور افتاده مشغول نظارت بر ساخت ریل قطار هستند . محیطى سرد و خلوت و دور افتاده که با هنرمندى نویسنده اتمسفرى تاریک و تاحدودى ترسناک و رمز آلود بر آن غالب است . این توصیف فضا در فصل هاى ابتدایى خواننده را با تِم کلى داستان آشنا میکند تا به ارامى وارد داستان شود . کار هاى چخوف معمولا داراى حالت هاى نمادین بوده که معناى هر چیزى را دو پهلو مبکند و غلبه محیط بر شخصیت ها براى بیان احساسات هر کاراکتر غیر قابل چشم پوشیست . صداى بى امان سگ ها در بیرون کلبه ، نا ارامى افراد را نشان داده یا شمعى که اتاق را درحالت نیمه روشن قرار میدهد ذهن مشوش روایت کننده را به خواننده القا میکند . خود قهرمان ها نیز برترى محسوسى به هم ندارند ، نه از نظر پرداخت و از نظر خصوصیات شخصیتى ، ولى دیالوگ ها با توجه به تسلط چخوف به نمایش نامه نویسى عالیست ( نمونه ى آن را در پست آتى میبینی ) . نه باید منتظر اتفاقى خارق العاده بود نه وارد شدن شخصیت و یا ایجاد شرایطى منحصر به فرد ، روند داستانى رئالیستى دنبال میشود و نتیجه گیرى با خود خواننده در پایان کار . 
نویسنده کاملا اصل را بر ایجاز گذاشته و هیچ چیز اضافى نیست و به همین دلیل زودتر از آن که انتظار میرود به صفحه پایانى میرسید .ناگفته نماند این ترجمه چندان روان نیست و جمله بندى خوبى ندارد ولى در این مورد انتخاب دیگرى ندیدیم .
روشنایى ها به اندازه داستان هاى کوتاه چخوف موثر نیست و غناى نمایش نامه هاى او را نیز ندارد اما براى آشنایى با نثر و نگاه چخوف با توجه حجم کم ان جزو گزینه هاى مناسب روى میز است...

e_sh

دانشجو پرسید: ( زیانش چیست؟)
آنا نیف با نگاهى غیر عادى و خشمناک فریاد زد :( پس بدانید در تمام مراحل بس دور و دراز دوران زندگى اگر بتوانیم بدون یارى دیگران وسیله اى پیدا کنیم که از پله ى آخرین نردبان خود را بالا بکشیم ،افکار گوناگون و سر و صداى زندگى براى ما معنى و مفهوم خود را از دست خواهد داد . ولى در این دوره از زندگى براى شما قرین آن مفهومى وجود نخواهد داشت و این مرض روحى را در هر قدم از زندگى یک نواخت و آزادتان درک خواهید کرد . این را هم کنار بگذارید و تصور کنید اثرى از شکسپیر وداروین مى خوانید ، هنوز صفحه اى از آن را تا آخر مطالعه نکرده اید ، سم پاشى شروع مى شود و زهر مى رود که تاثیر بگذارد . داروین و شکسپیر در نظر شما مردان نا معقول یا نادان محسوب مى شوند . چون مى دانید همان طور که شکسپیر و داروین مردند و مرگ چراغ افکارشان را خاموش کرد شما هم خواهید مرد و اندیشه هایتان نیست خواهد شد و این اندیشه ها و ارا ، نه زمین و نه شما را از زوال و نیستى دور نخواهد کرد . پس اگر وضع به همین منوال باشد ، فرو بستگى هاى کار جهان در نظر ما بى معنى خواهد شد . علوم ، شعر ، افکار عالى ، براى ما جز تفریح مبتذل ، کبوتر بازى ، آن هم کبوتر بازى بچه هاى بزرگ چیز دیگرى محسوب نخواهد شد . از کتاب خواندن هم دست بر خواهید داشت ، و شما هم مثل آدم عاقل مى خواهید پاسخ دهید . فکر کنید در خصوص جنگ و جدال ، اندیشه مى کردید ، از شما مى پرسم آیا جنگ و ستیز کار عقلانى وخواستنى است ؟ در پاسخ این پرسش ترسناک شانه هایتان را بالا مى اندازید . چون جواب این موضوع به نگاه شما بستگى خواهد داشت . البته در نظر شما صد ها هزار شخصى که مرده اند چه سخت جان داده باشند چه آسان ، نتیجه ى عمل یکسان است :( خاکستر و فراموشى ) . این جا راه آهن مى سازیم . وقتى بدانیم در دو هزار سال دیگر این راه آهن جز مشتى خاک بیشتر نخواهد بود ، چرا از خودشان نمى پرسند این همه فشار آوردن به مغز ، ابداع و اختراع کردن ، از حد اعتدال بیرون رفتن ، شکایت روزانه ى کارگران را گوش کردن ، اسراف کردن ، نکردن چه لزومى دارد ؟ تصدیق کنید با این افکار بسیار تأسف بار و ناگوار . هیچ کدام ازپیشرفت هاى ما نه علمى نه هنرى و نه معنوى امکان نخواهد داشت .

e_sh


مشخصات

  • منبع: http://tavaj18.persianblog.ir/post/744
  • کلمات کلیدی: داستان ,چخوف ,براى ,نخواهد ,روشنایى ,زندگى ,نمایش نامه ,کبوتر بازى ,زندگى براى ,نخواهد داشت
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها